خبرگزاری مهر، گروه استانها: تحولات امنیتی و سیاسی منطقه غرب آسیا در دو دهه اخیر نشان داده است که معادلات قدرت، صرفاً محصول توان نظامی کشورها نیست، بلکه ریشه در منظومهای از باورها، الگوهای رفتاری و مکتبهای فکری دارد که میتوانند مسیر تاریخ را تغییر دهند. در این میان، شکلگیری و تثبیت «جبهه مقاومت» بهعنوان یک واقعیت راهبردی، بدون شناخت مکتب و تفکر معماران اصلی آن، قابل فهم نخواهد بود.
شهادت سپهبد قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس، نه پایان یک مسیر، بلکه نقطهای برجسته برای بازخوانی یک مکتب عملی و عینی بود؛ مکتبی که فراتر از مرزهای جغرافیایی، قومی و مذهبی، توانست امنیت منطقه را از دل بحرانیترین شرایط بازتعریف کند و معادلات تحمیلی نظام سلطه را با چالش جدی مواجه سازد.
برخلاف تصویرسازیهای تقلیلگرایانه غرب، این دو شهید صرفاً فرماندهان میدانی نبودند، بلکه حاملان یک الگوی جامع از «اسلام ناب» بودند؛ الگویی که در آن اخلاص، ولایتمداری، عقلانیت، مردممحوری و استکبارستیزی درهمتنیده شده و به یک رفتار عملی تبدیل شده است. همین ویژگی، مکتب آنان را از چارچوبهای احساسی فراتر برده و به یک الگوی راهبردی تبدیل کرده است.
در شرایطی که پروژههای بیثباتسازی منطقه با استفاده از تروریسم تکفیری، جنگهای نیابتی و جنگ روایتها دنبال میشد، نقش شهید سلیمانی و شهید المهندس در مهار این تهدیدها، تنها یک پیروزی نظامی نبود؛ بلکه مانع از تغییر بنیادین نقشه امنیتی ایران و منطقه شد و هزینههای راهبردی نظام سلطه را بهطور ملموس افزایش داد.
بازخوانی مکتب این دو شهید، امروز نه یک ضرورت تاریخی صرف، بلکه یک نیاز راهبردی برای نسل جدید، مدیران و تصمیمگیران است؛ نسلی که در میانه جنگ ارادهها، جنگ اقتصادی و نبرد روایتها، بیش از هر زمان دیگری به الگوهای واقعی، کارآمد و آزمودهشده نیاز دارد.
مکتب حاج قاسم و شهید ابومهدی؛ شاخصهای عملی اسلام ناب و مقابله با استکبار جهانی

حجتالاسلام رستگار، مسئول و نماینده ولیفقیه در سپاه امام رضا (ع) در گفتگو با خبرنگار مهر به تشریح مهمترین مؤلفههای فکری و رفتاری مکتب شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس پرداخت و نقش آنان در تثبیت جبهه مقاومت، سازماندهی نیروهای مردمی عراق و مقابله با پروژههای سلطه جهانی را برجسته دانست.
مسئول و نماینده ولیفقیه در سپاه امام رضا (ع) با اشاره به اهمیت مکتب شهید سلیمانی و شهید المهندس، گفت: مکتب این شهدا در واقع همان اسلام ناب است. چیزی که خارج از مکتب اسلام ناب نیست، اما در عین حال سیره عملی و کاربردی دارد. شاخصههای این مکتب، الگوی عملی مناسبی برای همه ماست که میتوانیم از آن اقتدا کنیم.
وی ادامه داد: اولین شاخصه مکتب حاج قاسم، اخلاص در عمل و بندگی واقعی خداست. ایشان عملاً خالص بود و دیگران را نیز به اخلاص دعوت میکرد. این خلوص و بندگی واقعی، به ما رنگ و بوی ارزشی میدهد و باعث میشود دلها آرام و قرص باشد. محبوبیت حاج قاسم نتیجه همین ویژگی بود؛ مردم او را دوست داشتند و مقام معظم رهبری نیز بر این محبوبیت صحه گذاشتند. از سوی دیگر، خدا باوری و خدا ترسی حاج قاسم باعث رعب و وحشت دشمنان میشد. همانطور که در روایت آمده، «من خاف الله اخافه من کل شیء»، کسی که از خدا میترسد، خداوند از همه چیز او را محافظت میکند و این ویژگی باعث میشود هم محبوب دلها شود و هم دشمنان را بترساند.
رستگار افزود: ویژگی دوم مکتب حاج قاسم، مبارزه با طاغوت و استکبارستیزی بود. حاج قاسم دشمن را میشناخت، توطئهها را تحلیل میکرد و با تمام بصیرت در مقابل آن اقدام میکرد. سومین شاخصه، بصیرت نافذ ایشان بود؛ هم امامشناس و هم هوشمندشناس بود و قدرت تجزیه و تحلیل دقیق مسائل و شناخت پشت پردهها را داشت. چهارمین ویژگی، مردمداری بود؛ حاج قاسم نه تنها از شیعیان و مسلمانان بلکه از همه انسانها حتی غیرموحدان حمایت میکرد. نمونه آن، نجات یک خانم مسیحی در سوریه است که نوشت: «فرزندان زهرا ما را نجات دادند و حامی ما هستند.»
مسئول و نماینده ولیفقیه در سپاه امام رضا (ع) شاخص بعدی را روحیه جهادی حاج قاسم دانست و گفت: روحیه جهادی یعنی حداکثر تلاش برای تحقق آرمانهای الهی و اجرای دستورات خداوند. علاوه بر این، حاج قاسم همیشه در آرزوی شهادت بود و فراتر از مرزهای قومی، مذهبی و ملی، هم محبوب دلها بود و هم باعث رعب و وحشت دشمنان.
وی در ادامه به نقش شهید ابومهدی المهندس پرداخت و گفت: این دو شهید، انسانهای کامل غیر معصوم بودند؛ افرادی فرازمانی و فرامکانی که مخاطبشان تنها یک کشور، قوم یا مذهب نبود. نقش ایشان در تثبیت جبهه مقاومت و سازماندهی نیروهای مردمی عراق بسیار حیاتی بود. شهید ابومهدی در دوران جنگ با صدام نیز فعال بود و حتی در کمک به مردم خوزستان و استانهای دیگر، ماشینآلات و تجهیزات از عراق به ایران منتقل میکرد. این تلاشها موجب نزدیکی و همبستگی دو ملت ایران و عراق شد و حقیقت برادری بین این دو کشور مرهون زحمات این دو بزرگوار است.
رستگار افزود: شهید سلیمانی و شهید ابومهدی در مقابله با پروژههای سلطه و نظام سلطه جهانی، همواره تقابل را سرلوحه کار خود داشتند. آنها نهایت تلاش خود را برای مقابله با استکبار به کار گرفتند و همین ویژگی باعث شد که دشمنان جهانی از حضور و اقدامات آنان در هراس باشند و به آنها به عنوان ژنرالهایی که همه جا حاضرند و همه جا تاثیرگذارند، نگاه کنند. برخی آنها را «زوروی اسلامی» یا «ژنرالی که همه جا هست» توصیف کردند و حتی سازمان سیا از حضورشان به شدت بیمناک بود.
مسئول و نماینده ولیفقیه در سپاه امام رضا (ع) درباره پرونده ترور این دو شهید در نهادهای جهانی اظهار کرد: امپریالیسم جهانی که مدعی حقوق بشر و مبارزه با تروریسم است، خود عامل بسیاری از جنایات علیه مستضعفان و محرومان جهان است. این نهادها با پول و قدرت دنیای استکبار تصمیم میگیرند و اجرا میکنند و همیشه برخورد دوگانه دارند. به همین دلیل، علیرغم تلاشهای متعدد، پرونده ترور حاج قاسم و شهید ابومهدی هنوز به یک مطالبه جدی و اثرگذار در نهادهای بینالمللی تبدیل نشده است.
وی گفت: این دو بزرگوار نمونه عملی اسلام ناب هستند؛ محبوب دلها، موجب رعب و وحشت دشمن، مردمدار، جهادی و شهادتطلب. شاخصههای آنها، الگویی برای تمام انسانهای مؤمن در مواجهه با دنیای استکبار است و فراتر از زمان و مکان، الهامبخش همه نسلها خواهند بود.
مکتب حاج قاسم؛ مدرسهای از اخلاص، ولایتمداری و شجاعت عملی
سید مصطفی میرشجاع، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتگو با خبرنگار مهر مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی را فراتر از یک شخصیت نظامی دانست و اظهار کرد: این مکتب شامل اخلاص، ولایتمداری، شجاعت عقلانی، مردممحوری، دشمنشناسی، مدیریت بحران، معنویت عدالت و زمانشناسی است. او معتقد است نسل جدید اگر بخواهد از مکتب حاج قاسم الگوبرداری کند، باید در رأس آن ولایتمداری و دشمنشناسی را قرار دهد و سایر ویژگیها را در ادامه این دو اصل دنبال کند.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مفهوم مکتب گفت: مکتب یعنی مدرسهای که در آن خلق و خو، روش زندگی و سبک رفتار به نسل جدید منتقل میشود. مکتب حاج قاسم تنها یک مدرسه یا یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه یک راه و یک روش است که رهبر معظم انقلاب آن را به عنوان یک مدرسه و یک الگوی عملی توصیف کردهاند. وقتی میگوئیم مکتب حاج قاسم، منظورمان مجموعه ویژگیهای فکری، رفتاری و اخلاقی اوست که امروز به یک روش تبدیل شده و میتواند برای نسل جدید الگو باشد.
وی درباره اولین ویژگی این مکتب یعنی اخلاص بیان کرد: حاج قاسم بیش از ۴۰ سال بهصورت گمنام مجاهدت کرد و هیچگاه دنبال مطرح شدن یا دیده شدن نبود. خودش میگفت: من بیش از ۴۰ سال است دنبال شهادت میگردم. این اخلاص، حاصل یک عمر جهاد مستمر و زندگی در مسیر انقلاب بود؛ از حضور در سپاه کرمان و جبههها گرفته تا فرماندهی نیروی قدس، همواره بدون انتظار مزد و نام و نشان عمل کرد. این اخلاص، محور اصلی مکتب حاج قاسم است و تبدیل به یک روش عملی و مدرسه زندگی شده است.
میرشجاع همچنین به ولایتمداری شهید سلیمانی اشاره کرد و گفت: حاج قاسم ذوب در ولایت بود و هیچگاه سخنان رهبر را تعبیر نمیکرد یا منتظر صدور فتوا نبود. حتی لبخند یا نگاه رهبر برای او حجت بود. او در عین انجام مأموریتهای دیپلماتیک در منطقه، پیش از هر چیز یک انقلابی بود. خودش میگفت: من دیپلمات نیستم، انقلابیام. همین رویکرد باعث شد که او در مقابله با داعش، عربستان، ترکیه، آمریکا، اسرائیل و حامیانشان در میدان عمل پیشگام شود و هیچ مصالح شخصی یا حزبی را بر مصالح انقلاب ترجیح ندهد.
کارشناس مسائل سیاسی درباره مردممحوری حاج قاسم گفت: او با مردم بود، نه بالای سرشان. از نشستن کنار خانواده شهدا و گرفتن دست کودک شهید در نماز گرفته تا سوار شدن در تاکسی و رعایت حداقل تشریفات حفاظتی، همه نشان میدهد که او مردم را صاحبان اصلی انقلاب میدانست. محبوبیت او پس از شهادت نیز مصداق آیه ۹۶ سوره مریم است؛ اعطا شدن محبوبیت به کسانی که عمل صالح انجام دادهاند. او فراجناحی بود، هم اصولگراها و هم اصلاحطلبان برای او اشک ریختند.
وی با بیان اینکه شجاعت حاج قاسم هرگز بیمحاسبه نبود، ادامه داد: او اهل تدبر و تعقل بود و همیشه راهکارهای مختلف را بررسی میکرد. در بحرانها، فرصتها را شناسایی و مدیریت میکرد؛ مانند پیشبینی پایان حکومت داعش و اجرای آن در میدان. او یک مدیر بحران واقعی بود و بحرانها را به فرصت تبدیل میکرد.
میرشجاع افزود: حاج قاسم از لحظهای که دشمن را شناخت، با او مماشات نکرد. چه در مقابله با قاچاقچیان، چه در نبرد با داعش و چه در مقابله با نظام سلطه، همیشه رویکرد تهاجمی داشت و دشمن را لحظهای رها نکرد. او در عین عملگرایی، آرمانگرا بود و هیچ وقت مرزهای انقلاب را زیر پا نمیگذاشت.
کارشناس مسائل سیاسی سپس به ویژگی معنویت و عدالت در مکتب حاج قاسم پرداخت و گفت: او بر اصول اخلاقی و معنوی پایبند بود و عدالت اجتماعی را در عمل دنبال میکرد. این ویژگی همراه با زمانشناسی و عملگرایی او باعث شد در هر موقعیتی بتواند تصمیم درست بگیرد و فرصتها را از دست ندهد.
وی درباره محبوبیت بینظیر شهید سلیمانی توضیح داد: پس از شهادت، ازدحام جمعیت در تشییع جنازه این سرباز محض ولایت همطراز تشییع جنازه، مرادش امام راحل بود چه در داخل و چه در خارج از کشور، این محبوبیت نشان میدهد که او نه تنها فرماندهای نظامی، بلکه انسانی کامل و محبوب قلبها بود.
میرشجاع با اشاره به پیام مکتب حاج قاسم برای نسل جدید گفت: نسل جدید اگر بخواهد از مکتب او الگوبرداری کند، باید ولایتمداری و دشمنشناسی را در رأس قرار دهد. درست همان دو اصل آخر فروع دین یعنی «تولی و تبری» که در فروع دین آمده است. یعنی ولی را بشناسند، گوش به فرمان او باشند و دشمن را تشخیص دهند و به او اعتماد نکنند.
کارشناس مسائل سیاسی همچنین درباره جایگاه شهدا در مقابله با نظام سلطه گفت: شهدا مفسران عملی آیات جهاد و مقاومتاند. همانطور که حضرت آقا فرمودند: انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت رفتن و انسان کامل شدن افسانه نیست، شدنی است. شهیدانی مانند حاج قاسم، شاهرخ ضرغام و دیگران در سایه جهاد و مقاومت، در مسیر عصمت و انسان کامل شدن قرار گرفتند و پایههای نظام سلطه را میلرزاندند.
وی با انتقاد از دستگاه دیپلماسی ادامه داد: پس از شهید امیرعبداللهیان، دستگاه دیپلماسی از سرمایه اجتماعی و جهانی حاج قاسم بهدرستی بهرهبرداری نکرده است. ما میتوانستیم کنگره جهانی حاج قاسمشناسی، جایزه بینالمللی صلح و حتی رشته دانشگاهی «حاج قاسمشناسی» داشته باشیم، اما از این ظرفیت عظیم غفلت شد.
میرشجاع درباره پرونده ترور شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس گفت: اقدامات قضائی در ایران و عراق انجام شده، اما نظام سلطه اجازه نمیدهد پرونده به نتیجه اثرگذار در نهادهای بینالمللی برسد. عدالت جهانی تاکنون محقق نشده است. اگر انصاف بود، شهید سلیمانی باید برنده جایزه صلح نوبل میشد، کسی که جان صدها هزار انسان بیگناه از مذاهب مختلف را از چنگال داعش نجات داد.
وی تأکید کرد: اگر بخواهیم مکتب حاج قاسم را در یک جمله خلاصه کنیم، او خود یک مدرسه بود؛ مدرسهای از اخلاص، ولایتمداری، شجاعت عملی، مردممحوری، دشمنشناسی، معنویت عدالت، مدیریت بحران و زمانشناسی. برای نسل جوان، الگوی اصلی، ولایتمداری و دشمنشناسی است و همه ویژگیهای دیگر، در ادامه این دو اصل معنا پیدا میکند.
مهار تروریسم در عراق و سوریه مانع تغییر نقشه امنیتی ایران و منطقه شد
سردار امین رسولی، جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) در گفتگو با خبرنگار مهر با تشریح ابعاد فکری، اخلاقی، میدانی و مدیریتی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس اظهار کرد: اگر تروریسم تکفیری طراحیشده توسط آمریکا و غرب در عراق و سوریه متوقف نمیشد، امروز نهتنها امنیت ایران بلکه کل معادلات امنیتی منطقه بهطور بنیادین تغییر کرده بود؛ این دو شهید با تلفیق اخلاق، ولایتمداری، عقلانیت، دیپلماسی میدانی و قدرت بازدارنده، پروژه سلطه را در میدان بیاثر کردند.
جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) با بیان اینکه مکتب شهید سلیمانی ریشه در اسلام ناب دارد اظهار کرد: از مهمترین مؤلفههای فکری و رفتاری این مکتب، ولایتمداری هم در فکر و هم در عمل است؛ ولایتمداریای که با اخلاص و عقلانیت درهم آمیخته و در کنار آن، صداقت و اخلاق جایگاهی کاملاً برجسته دارد.

وی افزود: اخلاق در مکتب شهید سلیمانی یک ویژگی حاشیهای یا ظاهری نبود؛ بلکه یک اصل بنیادین و قطبنمای تصمیمگیری در میدانهای پیچیده امنیتی، سیاسی و اجتماعی محسوب میشد.
اخلاق، دیپلماسی میدانی و قدرت نظامی؛ سه ضلع یک مکتب
رسولی با اشاره به نقش تعیینکننده شهید سلیمانی و شهید ابومهدی در مهار تروریسم تکفیری تصریح کرد: اگر تروریسمی که آمریکا و غرب در منطقه ایجاد کردند در عراق و سوریه متوقف نمیشد، امروز مرزهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بهطور جدی با تهدید مواجه بود و نقشه امنیتی کل منطقه شکل دیگری به خود میگرفت.
جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) ادامه داد: این دو شهید بزرگوار توانستند میان اخلاق، دیپلماسی میدانی و قدرت نظامی توازن برقرار کنند. آنها به قدرت بهعنوان هدف نگاه نمیکردند، بلکه آن را ابزاری در خدمت هدفی والاتر میدانستند. قدرت برای این شهدا وسیلهای برای جلوگیری از ظلم بود، نه تولید آن.
وی تأکید کرد: دیپلماسی میدانی شهید سلیمانی و شهید ابومهدی، دیپلماسی گفتوگو بر پایه احترام متقابل، شناخت واقعیتها و درک صحیح میدان بود و قدرت نظامی، پشتوانهای برای این دیپلماسی محسوب میشد.
رسولی با بیان اینکه تهدیدها امروز تغییر شکل دادهاند اما اصل ماجرا همان است، گفت: اگر این دو شهید امروز در قید حیات بودند، بر چند اصل اساسی تأکید میکردند؛ شناخت دقیق میدان، حفظ وحدت و انسجام داخلی، اعتماد واقعی به مردم، توکل به قدرت لایزال الهی و نترسیدن از دشمن.
جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) افزود: جنگ آینده بیش از آنکه نظامی باشد، جنگ روایتها در حوزه اجتماعی و فرهنگی و جنگ ارادهها در عرصه اقتصادی است و این موضوع باید بهعنوان یک واقعیت جدی در تصمیمگیریها مدنظر قرار گیرد.
مقاومت؛ فراتر از قومیت، مذهب و مرزهای ملی
وی یکی از ویژگیهای ممتاز شهید سلیمانی را عبور از مرزهای قومی، مذهبی و ملی دانست و اظهار کرد: این رویکرد باعث شد جبهه مقاومت از یک جبهه محدود، به یک جبهه انسانی و اسلامی فراگیر تبدیل شود.
جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) خاطرنشان کرد: این شهدا ثابت کردند دفاع از کرامت انسان، زبان مشترک ملتهای آزاده است؛ زبانی که مردم ایران، عراق، سوریه، لبنان، افغانستان و سایر کشورهای محور مقاومت را گرد هم آورد و یک جبهه گسترده و اثرگذار در منطقه شکل داد.
رسولی با اشاره به نقش شهید ابومهدی المهندس گفت: شهید ابومهدی در کنار شهید سلیمانی، معمار سازماندهی نیروهای مردمی عراق بود و توانست نیروهای پراکنده مردمی را به یک ساختار منسجم، مشروع و مؤثر تبدیل کند.
جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) افزود: اگرچه این شهید بزرگوار کمتر در رسانهها دیده شد، اما از نظر میدانی شخصیتی کاملاً راهبردی و اثرگذار بود و نقش او در تثبیت جبهه مقاومت عراق غیرقابل انکار است.
وی با انتقاد از عملکرد رسانهای موجود گفت: رسانهها بیشتر به چهره قهرمانانه این شهدا پرداختهاند، در حالی که نسل جوان امروز نیاز دارد بداند این شهدا چگونه فکر میکردند، چگونه مدیریت میکردند و چگونه در شرایط بحرانی تصمیم میگرفتند، نه فقط اینکه چگونه میجنگیدند.
رسولی با تأکید بر درسهای مدیریتی این شهدا اظهار کرد: اگر قرار باشد یک ویژگی شاخص از این دو شهید برای نسل جدید برجسته شود، مسئولیتپذیری همراه با شجاعت اخلاقی و تشخیص حق در لحظه تصمیمگیری است.
جانشین فرمانده سپاه امام رضا (ع) افزود: مهمترین درس برای مدیران و مسئولان امروز این است که مسئولیت امتیاز نیست، بلکه امانت است و مدیریت یعنی حضور در خط مقدم مسئولیت، نه نشستن در حاشیه امن تصمیمها.
وی با اشاره به پیگیری حقوقی پرونده ترور شهید سلیمانی و شهید ابومهدی گفت: اگرچه در داخل کشور اقدامات قضائی آغاز شده، اما این پرونده هنوز به یک مطالبه جدی و اثرگذار جهانی تبدیل نشده است.
رسولی تأکید کرد: با وجود فضاسازی رسانهای دشمن، این مطالبه بهتدریج منطقهای و سپس جهانی خواهد شد و عاملان این جنایت ناگزیر از پاسخگویی خواهند بود؛ چراکه در نهایت باید توضیح دهند چرا کسی که با تروریسم میجنگید، خود هدف ترور قرار گرفت.
مقاومتی فراتر از میدان نظامی
مکتب شهید سلیمانی و شهید ابومهدی یک چارچوب نظری انتزاعی نیست؛ بلکه تجربهای عملی و موفق در مدیریت بحران، تأمین امنیت و مقابله هوشمندانه با نظام سلطه جهانی است. اخلاص در عمل، ولایتمداری بدون مصلحتاندیشی، شجاعت عقلانی، مردممحوری و دشمنشناسی دقیق، مؤلفههایی هستند که این مکتب را به یک «مدرسه تربیت مدیر و مجاهد» تبدیل کردهاند؛ مدرسهای که توانست در سختترین شرایط، تهدیدهای بزرگ را به فرصتهای راهبردی بدل کند.
تجربه منطقه نشان داد که مقاومت، صرفاً یک واکنش نظامی نیست، بلکه یک گفتمان ریشهدار انسانی و اسلامی است که با عبور از مرزهای مصنوعی، ملتها را حول دفاع از کرامت انسان جمع میکند. محبوبیت فراگیر این دو شهید در میان ملتهای مختلف، گواهی روشن بر کارآمدی این گفتمان است.
در برابر این واقعیت، ترور شهید سلیمانی و شهید المهندس، اعترافی ناخواسته از سوی نظام سلطه به شکست یک پروژه بزرگ بود؛ پروژهای که قرار بود منطقه را به آشوب دائمی و ناامنی مزمن بکشاند، اما با ایستادگی مکتب مقاومت، ناکام ماند. با این حال، پیگیری حقوقی و رسانهای این جنایت، همچنان بهعنوان یک مطالبه جدی منطقهای و جهانی باقی است.
مکتب حاج قاسم و شهید ابومهدی، سرمایهای زنده و راهبردی برای امروز و فردای جهان اسلام است؛ مکتبی که به نسلها میآموزد استقلال، عزت و امنیت، نه با سازش با سلطه، بلکه با ایمان، بصیرت، مسئولیتپذیری و تکیه بر مردم به دست میآید؛ مسیری که اگر درست فهم و درست روایت شود، همچنان الهامبخش معادلات آینده منطقه خواهد بود.


نظر شما