خبرگزاری مهر-یادداشت مهمان، محمدحسین رضایی: اعتکاف در شرایط فرهنگی امروز کشور میتواند مرز میان عرفان اصیل دینی و معنویتهای نوظهور را آشکار سازد. در دهههای اخیر، جهان و به تبع آن ایران، شاهد ظهور جریانهای متکثری با عنوان معنویتهای جدید بوده است که مدعی ارائه نسخه نجاتبخش برای بشر بحرانزده هستند. اعتکاف به عنوان یک تجربه زیسته عمیق، به معتکف نشان میدهد که جنس آرامش و معرفت حاصل از اتصال به منبع لایزال وحیانی، با هیجانات زودگذر و تکنیکهای روانشناختی معنویتهای سکولار، تفاوتی ماهوی و هستیشناختی دارد.
لذا یکی از کارکردهای پنهان اعتکاف، افشای ماهیت سکولار معنویتهای جدید است. در فرآیند سکولاریزاسیون، دین حذف نمیشود، بلکه تفسیر قدسی از جهان به حاشیه رفته و نگرش کارکردی و فردگرایانه جایگزین آن میشود. اعتکاف دقیقاً در نقطهی مقابل این جریان ایستاده است، زیرا با محوریت مسجد و مکان مقدس و ماه رجب به عنوان زمان مقدس، تقدس را به کانون زندگی بازمیگرداند. معنویتهای نوظهور تلاش دارند بدون خدا و شریعت، حال خوش معنوی ایجاد کنند و عرفان منهای شریعت را رقم بزنند، اما اعتکاف اثبات میکند که بدون چارچوب قدسی شریعت، معنویت به یک کالای مصرفی و بیریشه تبدیل میشود. حال آنکه اعتکاف بر پایه شریعت و عقلانیت وحیانی استوار است. روش سلوک در اعتکاف، ترکیبی از روزه، نماز، و تفکر است که ریشه در دستورات انبیا دارد. در مقابل، معنویتهای نوظهور از روشهای التقاطی و گاه خطرناک بهره میبرند، از مدیتیشنهای بیریشه و یوگا گرفته تا استفاده از مواد توهمزا و تکنیکهای جادویی برای ایجاد خلسه. تجربه اعتکاف نشان میدهد که راه وصول به حقیقت، از طریق تخدیر ذهن یا توقف تفکر آنگونه که در برخی مکاتب شرقی تبلیغ میشود، نیست، مسیر از طریق بیداری نسبت به واقعیتهای عالم وجود، هوشیاری نسبت به عبث بودن لذات دنیوی و مراقبت دائم از نفس میگذرد.
عرفانهای نوظهور غالباً بر تجربه شخصی و درونی محض تأکید دارند و مسئولیت اجتماعی را نفی میکنند امّا اعتکاف، اگرچه خلوت است، امّا حضور در مسجد جامع شهر در کنار سایر مؤمنین، نوعی همبستگی معنوی ایجاد میکند که برخلاف انزواطلبیهای بیمارگونه فرقهای، فرد را پس از سه روز با روحیهای مسئولیتپذیرتر به جامعه بازمیگرداند و این ساختار نشان میدهد که معنویت اسلامی جامعهگریز نیست.
فضای مجازی بستری برای رشد معنویتهای ناپایدار و هویتهای چندگانه و موزاییکی شده است و جوانانی که در معرض فرقههای گوناگون هستند، دچار سرگردانی میشوند. بسیاری از جریانهای جدید با شعار عشق به جای تکلیف یا طریقت بدون شریعت، سعی در جذب مخاطب دارند و قیود فقهی را مزاحم آزادی روح میدانند امّا اعتکاف اثبات میکند که دقیقترین و عمیقترین حالات عرفانی، دقیقاً در چارچوب سختترین انضباطهای شرعی حاصل میشود. این تجربه به معتکف میآموزد که شریعت، پوستهی خشک دین نیست، بلکه مجرای اصلی برای جاری شدن حقیقت در جان انسان است. جوان و نوجوان معتکف به نحو شهودی مییابند که گریهها و تضرعها، نشانه افسردگی نیست، اینها نشانه بهجت معنوی و تخلیه روح از زنگارهای مادی است. این تجربه عینی، پوچ بودن وعدههای توخالیِ شادیهای مصنوعی در سمینارهای موفقیت و عرفانهای بازاری را برای همیشه در ذهن شرکتکننده های احتمالی یا مخاطبین مجازی برملا میسازد و این چنین اعتکاف، با ارائه سنتِ مستحکم و ریشهدار تاریخی، کمکی برای تحفظ از هویت جوان ایرانی را فراهم میکند.


نظر شما