به گزارش خبرگزاری مهر، حسین شیرزاد، تحلیلگر مسائل توسعهای بخش کشاورزی درباره سیاستهای دولت چین برای خودکفایی غله در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری مهر نوشت، یک نظرسنجی آکادمی علوم چین نشان داد که مصرف کنندگان چینی در شهرهای بزرگ تا ۱۸ میلیون تن غذا را در سال ۲۰۱۵ میلادی هدر میدهند که برای تغذیه سالانه ۵۰ میلیون نفر کافی است. علاوه بر این، دولت از اقدامات قانونی برای مبارزه با ضایعات مواد غذایی، بهبود ایمنی مواد غذایی، حفاظت از بذر و صنعت بذر و حفاظت از زمینهای کشاورزی استفاده کرده است.
دولت چین همچنین به دنبال تنوع بخشیدن به منابع واردات و پیشبرد همکاریهای کشاورزی جهانی از طریق طرح کمربند و جاده خود اقدام کرده است. ایالات متحده در گذشته بزرگترین تأمین کننده محصولات کشاورزی چین بود، اما موقعیت آن پس از جنگ تجاری ایالات متحده و چین در سال ۲۰۱۸ تضعیف شد. در سال ۲۰۲۱، برزیل به عنوان بزرگترین تأمین کننده محصولات کشاورزی چین، جایگزین ایالات متحده شد و ۲۰ درصد از واردات محصولات کشاورزی چین را تأمین کرد.
تا کنون چین از طریق پیگیری سیاست خودکفایی غلات، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم زیادی را متحمل شده است. قیمت بالاتر محصول تولید شده توسط سیاستهای خودکفایی، هزینه نیروی کار و تمام محصولات تولید شده از غلات را افزایش میدهد و رقابت پذیری چین را تضعیف میکند. علاوه بر این، کشاورزان ممکن است فرصتهای خود را برای درگیر شدن در سایر فعالیتهای با ارزش افزوده بالاتر از دست بدهند، زیرا خودکفایی غلات نیازمند استفاده کشاورزان از میزان بیشتری از زمینهای خود برای تولید غلات است. در حالی که متوسط درآمد اقتصادی حاصل از تولید غلات تنها ۲۶ درصد از کل درآمد سالانه خانوارهای روستایی است. از آنجایی که اقتصاد چین وارد بازاری با محدودیت تقاضا شده، الگوی رشد، قدرت خرید پایین روستاییان را که ۷۱ درصد کل جمعیت را تشکیل میدهند به عنوان مانع اصلی رشد اقتصادی میتوان در نظر گرفت.
تبعات اصرار بر سیاست خودکفایی
اصرار بر سیاست خودکفایی غلات به ناچار اثرات منفی مختلفی بر شهرنشینی، تجدید ساختار صنعتی و بهره وری کشاورزی برای کشوری با ضرر نسبی در تولید غلات خواهد داشت. چینیها میتوانند به راحتی از تجربه ژاپن با در زمینه اصرار بر خودکفایی بالا در تولید برنج درس بگیرند. از سوی دیگر حذف حمایت از قیمت داخلی گندم، باعث کاهش تولید گندم و افزایش قیمت آن در بازارهای جهانی خواهد شد. کشورهای در حال توسعه صادرکننده گندم منتفع خواهند شد و کشورهای واردکننده گندم که پس از حذف حمایتها همچنان واردکننده هستند ضرر خواهند کرد. از سوی دیگر تأثیر واردات غلات بر بیکاری موضوع بحث و مناقشه بسیاری در میان چینیها بوده است.
کسانی که از آزادسازی تجارت حمایت میکردند، استدلال دارند که کشاورزان چینی میتوانند خود و زمینهای زراعی را از تولید غلات به تولید کالاهای با ارزش افزوده و کار فشرده بالاتر مانند ژاپن، کره جنوبی و تایوان تبدیل کنند. از آنجایی که بیشتر این محصولات با ارزش افزوده بالا نسبت به غلات به کار فشردهتری دارند، چنین انتقالی راهحلی برای مشکل بیکاری ارائه میدهد. در مقابل، مکتب مخالف استدلال میکند که مشکل بیکاری تنها زمانی حل میشود که بازارهای کافی برای کالاهای با ارزش افزوده بالاتر وجود داشته باشد.
متأسفانه با افزایش عرضه میوهها، سبزیجات و سایر محصولات نقدی، قیمت این کالاها در سالهای اخیر در چین به شدت کاهش یافته است. مکرراً گزارش شده است که کشاورزان درختان میوه و سایر محصولات نقدی خود را به دلیل کمبود تقاضا برای محصولات خود از بین میبرند. با توجه به این نمونهها، محل شک و تردید است که گذار در تولید اتفاق بیفتد.
راهکار برای اشتغال نیروهای کار روستایی
راه حل اصلی برای انبوه نیروی کار روستایی، انتقال بیشتر آنها به بخشهای غیر کشاورزی به ویژه بخش خدمات است، هر چند همچنان انتقال از تولید غلات به محصولات غیر غلاتی یکی از راه حلها به شمار میرود.
کاهش قیمت محصولات غیر غلات در سالهای اخیر نشان دهنده عدم تعادل کوتاه مدت در بازار داخلی است. اما به طور قطع در بلندمدت، بازار محصولات غیر غلات با افزایش درآمد سرانه گسترش خواهد یافت، ولی گسترش بازار آن طور که انتظار میرود سریع نخواهد بود. همچنین بدبینان، این سوال را مطرح میکنند که آیا چین میتواند هزینه واردات مقدار زیادی غلات را از طریق ذخایر ارز خارجی داشته باشد یا خیر؟ و مشخص نیست که در بلندمدت، چین بتواند مازاد ذخایر ارزی خود را حفظ کند یا خیر؟
از سویی چین در اکثر سالها بین آغاز اصلاحات اقتصادی تا سال ۱۹۹۳، کسری حساب جاری داشته است. پس از سال ۱۹۹۳، چین مازاد حساب جاری ناشی از افزایش صادرات را ثبت کرده است. افزایش صادرات بیشتر ناشی از تعدیل سیاستهای کوتاه مدت است تا نتیجه بهبود روابط بینالمللی. بنابراین، کفه مناسبات دیپلماتیک برای اطمینان از انبارش راهبردی غلات قطعاً سنگینتر خواهد شد.
چینیها هنوز در مورد توانایی خود در پرداخت هزینه واردات غلات نامطمئن هستند؟ از آنجایی که چین در مسیر صنعتی شدن سریع خود قرار دارد، واردات ماشین آلات و تجهیزات حمل و نقل، مواد اولیه و خدمات با ارزش بالا به ناچار با ادامه رشد اقتصادی به سرعت افزایش خواهد یافت. اگر ارز یک منبع کمیاب باشد و هزینه فرصت واردات غلات بیشتر از هزینه اسمی باشد، واردات غلات بر سایر واردات تأثیرات کاهشی خواهد داشت. در این راستا، پرداختهای بینالمللی مشکلاتی را در تصمیمگیریهای واردات چین ایجاد میکند.
با این حال، برخلاف هزینههای زیاد ناشی از خودکفایی، واردات غلات از افزایش هزینههای نیروی کار چین جلوگیری میکند و به چین کمک میکند تا رقابت بینالمللی خود را حفظ کند. علاوه بر این، حتی اگر چین واقعاً در حفظ تراز پرداخت خود با مشکلاتی مواجه شود، ارزش پول چین کاهش مییابد و قیمت غلات داخلی کاهش یافته و واردات غلات متوقف میشود. اینکه سیاست غلات چین تا حد زیادی از خارج تعیین میشود، عدم اطمینان در مورد سیاست غلات آینده چین را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، ادامه سیاست (GSS) به شدت به منابع طبیعی شامل آب و زمینهای زیر کشت بستگی دارد. مقامات چینی بارها نگرانی خود در مورد زمینهای زیر کشت غلات را بیان کرده اند. در دهههای اخیر، زمینهای قابل کشت در چین به واسطه رشد شهرنشینی و صنعتی شدن سریع، به ویژه در دلتای رودخانه یانگ تسه، دلتای رودخانه مروارید و منطقه پکن-تیانجین و دلتای هبی کاهش یافته است. همچنین این امر، فرسایش و آلودگی خاک و بیابانزایی چالشهای جدی برای امنیت غذایی چین ایجاد کرده است. از این رو، دولت چین مجموعهای از سیاستها را برای تضمین کیفیت و کمیت زمینهای قابل کشت غلات از جمله یکپارچهسازی زمینهای کشاورزی و حفاظت از زمینهای کشاورزی اساسی صادر کرده است. آب یکی دیگر از محرکهای کلیدی تولید غلات است.
تغییرات از زیست محیطی تا ذائقهها
از سویی، تغییرات اقلیمی دگرگونیهای مثبت و منفی بزرگی را برای کشاورزی در چین به ارمغان آورده است که بر فنولوژی محصولات تأثیر گذاشته، فراوانی و شدت بلایای طبیعی کشاورزی را افزایش داده و بر سیستم و ساختار کشت محصولات تأثیر میگذارد. تولید غلات بیشتر با هزینههای زیست محیطی همراه است و منابع عظیم و هزینههای زیست محیطی که در طول تولید غلات چین پرداخت شده است.
افزایش تولید غلات با گسترش فرسایش خاک همراه است و به دلیل بهره برداری بیش از حد از آبهای زیرزمینی طی سالیان متمادی، دشت شمال چین به بزرگترین منطقه «قیف آب زیرزمینی» در جهان تبدیل شده است. علاوه بر این، حمل و نقل غلات از شمال به جنوب منجر به تغییر مداوم به سمت شمال در مناطق اصلی تولید غلات شده است که فشار بر منابع آبی در شمال، جایی که منابع آبی نسبتاً کمیاب هستند را تشدید کرده است. در عین حال، با توجه به رشد کاربرد کودهای شیمیایی و آفت کشها، بسیاری از کودها و آفت کشها وارد خاک، جو و چرخه آب میشوند که باعث آلودگی جدی کشاورزی میشود. همچنین اینکه با تسریع شهرنشینی، درآمد سرانه ساکنان شهری و روستاییان به میزان قابل توجهی افزایش یافته و استاندارد زندگی و ساختار رژیم غذایی ساکنان به طور مستمر تغییر میکند. خودکفایی برنج، گندم، ذرت و سویا در بسیاری از شهرستانهای چین تا حد زیادی دست نیافتنی است.
این نشان میدهد که واردات از خارج یا حمل و نقل داخلی برای این شهرستانها مورد نیاز است تا تقاضای خود را برآورده کنند.



نظر شما